شاهنامه فردوسي توحيدنامه، انسان نامه، عدالت نامه و عشق نامه است، همه پيامبران براي نجات انسان و نشان دادن راه سعادت و كمال به انسان ها مبعوث شدند؛ اما صرف عرضه كردن اين ارزش ها و نشانه هاي سعادت كافي نبود و لازم بود ملتي، حقيقت اين پيام ها را دريافت كرده و آنها را شكوفا كند. 
    ملت ايران پس از پذيرش اسلام مشاهده كرد كه حكومت دوباره به دست امويان و عباسيان افتاد كه بويي از راه و مرام پيامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ايران نيز حاكم شده ، شخصيت ملت را تحقير و استعدادهايش را لگدمال كردند و در اين شرايط اين فردوسي بود كه هويت موحد، عدالتخواه ، آزادي طلب و انساني ملت ايران را مجدداً احيا كرد. فردوسي مكتب پيامبر گرامي اسلام را نجات داده و بار حقيقي اين مكتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ايران گذاشت و اين ملت نيز الحق به خوبي از عهده ايفاي اين مسئوليت برآمد. 
    زبان و شعر فارسي، زبان فرهنگ است ، زبان فارسي نظير ندارد چرا كه با هيچ يك ديگر از زبان هاي دنيا نمي توان مفاهيمي بزرگ و بلند كه براي توصيف آنها نگارش كتاب هاي قطور لازم است را در چند بيت شعر خلاصه كرد. 
    اگر چه رودكي در ظاهر نابينا بود اما اشعار وي گواه بر آن است كه او بر همه عالم بينا و مسلط بوده است.